گام‌های نجات با عرفان حلقه (۲)

گام‌های بعدی

شناخت خود

خاصیت عرفان شناخت است. قابلیتی که در صورت تسلط به آن، فرد را در فراز و نشیب‌های زندگی همراهی کرده و یاری‌اش می‌کند تا به سلامت به سر منزل مقصود نائل شود. یکی از ابعاد این شناخت آشنا شدن با طرح و نقشۀ عظیم الهی است و درک این موضوع که خلقت از برای چه حادث شد و نقش ما در این عرصۀ حضور چیست. این گامی است اساسی و بسیار مهم که ما را به آشتی با خالق سوق داده و انگشت اشارۀ اتهامی که در تمام طول تاریخ به واسطۀ مشکلاتمان به سمت او گرفته‌ایم را آگاهانه به سمت خود گرفته و مسیر پر پیچ و خم شناخت خود را آغاز می‌کنیم. در این مرحلۀ راه که شروع رویارویی با خود حقیقی‌مان است در می‌یابیم که انسان نه این جسم و ذهنی است که می‌شناختیم و نه آن دل و عقلی که همۀ عمر به اعتبارشان می‌زیستیم. من‌های مختلف، کالبدهای متعدد، شعورهای مختلف ساختاری، حافظه‌های سلولی بی‌شمار، نرم‌افزارهای وجودی گوناگون، همه و همه دست به دست هم داده‌اند تا انسانی خلق شود. شاید بعد از ظهر یک تابستان گرم وقتی پدر پدربزرگمان آب را بی‌ دلیل گل می‌کرد، نمی دانست کار ناصواب او شعور معیوبی در حافظۀ ژنتیکی او به جای خواهد گذاشت که صد سال بعد، دامان نوادگانش را خواهد گرفت. سخت است باور کنیم تا کجاها به هم گره خورده و نزدیکیم. انسان مجموعه‌ای است از بی نهایت ساختار وجودی که شناخت قسمت کوچکی از آن، عملکرد و ایفای نقش ما را در جهت مثبت، دست‌خوش تغییرات اساسی خواهد کرد و این خود سرآغاز تزکیه و پرهیزکاری است. تزکیه‌ای که از دل برخواهد خواست و هر کسی با دریافت این آگاهی که ذات و تشعشع وجودی او چه تاثیری بر سایرین و پیرامون او به جا خواهد گذاشت و با رسیدن به بینش وحدت و تن واحده، ظلم را خلاف ذات خداوندی شمرده و راه نیک و صواب و صالح شدن را در پیش خواهد گرفت.

شکست خود

پس از آشنایی با خود و من‌های متعددی که در طول زندگی با آن‌ها دست و پنجه نرم می‌کنیم، وقت برداشتن گامی بسیار مهم فرا می‌رسداعتراف. اعتراف به خرابات̗ وجود، خود آغازگر راه سلامت است. اینجا جایی است که با خود واقعی روبرو شده و دریافته‌ایم که خودخواهی از آن ماست، غرور و تحقیر از آن ماست، دروغ و توهین از آن ماست، خلق بد، سازگار نبودن با هستی، سازگار نبودن با مردم، سازگار نبودن با او، همه و همه در درون ماست و اینجا جایی است که فریاد بر خواهیم آورد که «وای از من و من‌های من …»؛ از یک سو،‌ منی که ما را به سمت کمال سوق می‌دهد و از سوی دیگر، منی که به ضد کمال هدایتمان می‌کند. در این نقطه برداشتن گامی اساسی فرد را از سراشیبی سقوط نجات خواهد داد و رمز این نجات تنها و تنها در اعترافی درونی است. اینکه خودت را بسپاری به او، رها و بی‌دغدغه، به هوشمندی الهی او، به شعور بی‌پایان او و اعتراف کنی که خودت بوده‌ای که راه را به خطا رفته‌ای. خودت نه اینکه تنها یک شخص بلکه خودت به این معنا که من، پدرم، مادرم، همسایه‌ام، مردمم و نسل‌های گذشته، همه و همه اگر درگیریم، اگر گرفتاریم، اگر شادی را با تمام وجود لمس نکرده‌ایم، اگر شکایت داریم، همه خطای خود ماست و چون سرنوشت همگی ما با هم گره خورده‌است، تنها کسی که می‌تواند وجود پر از تضاد ما را درمان کند و شفایمان بخشد، رحمانیت بی‌انتهای اوست. شاید در ابتدای راه گمان کنیم ساده است اعتراف به ضعف خود. اما تجربه نشان داده که پیچیدگی‌هایی که در کوله‌بار درون خود تلنبار کرده‌ایم، گاه چنان دست و پایمان را بند کرده‌اند و گاه چنان گمراهمان کرده‌اند که حاضر نیستیم دست از سرشان برداشته، رهایشان کنیم و به حکمت او بسپاریمشان. تجربه نشان داده با وجود تمام ضعف‌هایی که داریم، گویی توکل کردن سخت‌ترین می‌نماید. اینجاست که حلقه‌های رحمانیت او به یاری‌مان می‌شتابند و در اینجاست که اعتراف می‌کنیم:

ما بدان مقصد عالی نتوانیم رسید              هم مگر پیش نهد لطف شما گامی چند

جاری شویم

به راستی که مقام آب والاترین مقام‌هاست. جاهلی می‌گفت جاری هم که شوید سدی می‌شویم بر سر راهتان و پشت سدی عظیم حبستان خواهیم کرد؛ نمی‌دانست که آب را هرگز نمی‌شود به اسارت سد در آورد. پشت سد هم که باشد آب باز هم در جریان است در جریان تولید نیرویی دیگر، در جریان تبخیر شدن و ابر شدن و دوباره باران شدن و دوباره آب شدن و دوباره جاری شدن. مرحلۀ آخر این مسیر گامی است که تا همیشه باید آن را برداشت؛ و آن جاری شدن است.mountain-climbers-reaching-summit

در مسیر گروهی صعود به قله، هر قدر هم پیش‌ رفته باشیم، نیاز است صبر کرده، منتظر مانده تا نفر آخر هم خودش را به ما برساند. گاه حتی مجبور می‌شویم برگشته، دست او را بگیریم و در بالا آمدنش کمک کنیم. در غیر این صورت، صعود معنایی پیدا نخواهدکرد. آموزه‌های ارزشمند استاد طاهری، نه تنها برای نجات فردی، که بیش از همه در جهت نجات جمعی کاربرد دارند. از این‌روست که شاگردان این مجموعه در جهت نجات جامعه و اشاعه شعور مثبت، تفکرات مثبت و کیفیت‌طلبی در این ساحت مقدس هستی دست از پا ننشسته و در انجام رسالتی که خود بر گردن خود افکنده‌اند کوشا و پویا، با تمام مشکلات پیش آمده در حرکتند. زمانی می‌رسد که در مسیر خودشناسی و عرفان به نقطه‌ای می‌رسیم که به رسالتی که بر گردنمان نهاده شده است آگاه شده و یاد می‌گیریم که از مرداب وجود به سمت سیال شدن راهی بسازیم. راهی از موفقیت من تا موفقیت تو، از شادی من تا شادی تو، راهی از سعادت من که همان سعادت توست.

یک نظر

  1. کار جمعی در سیستم فکری آقای طاهری قابل تقدیر است.

پاسخ بدهید

ایمیلتان منتشر نمیشوذفیلدهای الزامی علامت دار شده اند *

*

رفتن به بالا