نجات از عرفان حلقه یا، با عرفان حلقه!؟

نجات از عرفان حلقه یا، با عرفان حلقه!؟

به نام بی نام او

إِنَّ اللَّهَ یَأْمُرُ بِالْعَدْلِ والاْحْسَانِ

آیا تا کنون به این اندیشیده اید که اسلام چرا آخرین دین است و محمد سلام الله خاتم پیامبران؟

کنت اول من اقر بربى جل جلاله و اول من اجاب ۱؛ من اولین کسى بودم که مبداء را شناختم و به توحید اقرار کردم و اولین کسى بودم که دعوت معبود را اجابت کردم. بحار الانوار

و ان الدین عندالله الاسلام

اسلام از تسلیم می آید و آخرین و کاملترین دین از تسلیم شدن خبر می دهد و محمد سلام الله اولین و شاید آخرین کسی بود که اینچنین تسلیم حق شد. عرفان حلقه از پیوند ادیان سخن به میان می آورد و می گوید با هر دین و مذهبی که هستی تسلیم باش. فردی که تسلیم می شود همه چیز را خدا می بیند« وَ لِله المَشرِقُ وَ المَغرِبُ فَأینَما تُوَلُّوا  فَثَمَ  وَجهُ الله إنَّ اللهَ واسِع عَلیم بقره آیه ۱۱۵»و در پایان تمام تلاش هایش، نتیجه را به او وا می گذاردفَإِذا عَزَمْتَ فَتَوَکَّلْ عَلَی اللّهِ آل عمران: ۱۵۹»این توکل و تکیه بر خداوند در تمام مراحل و زمینه‌های زندگی او به چشم می‌خورد. انسان تسلیم، شافی را تنها خدا می‌داند و در این راه به دنبال واسطه نیست و تنها از او مدد می‌جوید؛ «ایاک نعبد و ایاک نستعین».

Untitled-1

«عرفان حلقه» خداوند را آنچنان که هست معرفی می‌کند و از وحدت سخن به میان می‌آورد (لاالله الا الله)؛وحدتی که بین تمام اجزای هستی و تمام انسان‌ها و ادیان وجود دارد. در این عرفان ما از حلقه‌های رحمانیت الهی مدد می‌جوییم. واعتصموا بحبل الله جمیعا ولا تفرّقواحلقه‌هایی که از جانب او واسطه قرار داده شده و فیضش را بر ما جاری می‌نماید. عظمت او از درک ما خارج است و برای همین است که او به واسطه الهام و آگاهی با ما ارتباط برقرار کرده است. عرفان حلقه از خدایی می‌گوید که عاشق است و دلیل خلقتش عشق بوده و انسان‌ها نیز عاشقانه مسیر کمال را طی می‌کنند و به سمت او می‌روند و توحید را اینگونه در یکتایی او یافته‌اند. پس عرفان حلقه‌ای که از تسلیم می‌گوید از وحدت و توحید می‌گوید و از عشق می‌گوید می‌تواند امری زشت و ناپسند باشد! افضل الناس من عشق العباده ۹- ابن شعب حرانى، تحف العقول، ص ۳۵.

عرفان حلقه می گوید مذهب و شریعت جایگاه ویژه خود را دارد و باید به کمک عرفان کیفیت آن را بالا برد. کسی که از کیفیت حرف می‌زند هرگز کمیت را نفی نمی‌کند. «شریعت و عرفان دو بال دین هستند» استاد محمد علی طاهری

در این میان مثل ادوار گذشته تاریخ که همیشه گروهی به حمایت از شبکه منفی و شیطان و افکار شیطانی خویش در لباس حق جلوی حق می‌ایستادند، گروهی جلوی عرفان حلقه ایستاده‌اند و این عرفان خدا محورخدا محور را زیر سوال برده‌اند و به جای بررسی و تحقیق فقط قصد تخریب دارند و می‌خواهند بار دیگر تاریخ را تکرار کنند و حلاجی دیگر بر سر دار برند.

نمی‌گذارند مردم خود محقق باشند و خود قضاوت کنند، زیرا که هر کسی که تحقیق کرده و وارد شده به حقانیت آن ایمان آورده است مگر کسانی که خود را به شیطان فروخته‌اند و منفعت خود را در مخالفت با عرفان حلقه یافته‌اند.

این مسیر در نقاط مختلف دنیا راه خود را یافته است و ادامه می‌دهد اما مردم ایران به دلیل فشارهای خود محوری که فقط میخواهند حضور خود را تثبیت کنند از این نعمت محروم مانده اند.

این مسیر با تمام مخالفت هایی که شده و فشارهایی که بر این افراد وارد شده ، از سوی کسانی که این راه را باور کرده اند حمایت شده و این افراد از دل و جان مایه گذاشته و راه را ادامه می دهند.

عرفان حلقه باورهای غلط را تخریب کرده و از نو عمارتی می سازد و یکی از راه های نجات بخش بشریت است و این راه به نسل بعد منتقل خواهد شد و این شما هستید که بخواهید تحقیق کنید و عرفان حلقه حقیقی را بشناسید یا اینکه به شنیده ها بسنده کرده و هر آنچه مخالفان این راه می گویند را بشنوید و باور کنید. اما بدانید قضاوت شما باید عادلانه باشد و در محضر پروردگار پاسخ گو هستید.

حضرت علی(ع) در این باره می فرماید: خَیرُ النّاس قُضاهُ الْحَقِّ؛

بهترین مردم، کسانی هستند که عادلانه قضاوت کنند.

۲۶ نظر

  1. تاریخ تکرار می شود و کسانی پیروز خواهند بود که حق را از باطل جدا خواهند کرد. بهترین چیزی که من از استاد طاهری آموختم مرز باریک میان حق و باطل بود.
    عرفان حلقه پیروز است چرا که تمام آموزه هایش روشنگر ی و دادن تعریف دقیق از حق و باطل بوده است. این وعده ی خداست در قرآن. کتابی که تا قبل از آشنایی با عرفان حلقه هرگز نخوانده بودمش.
    به راستی تنها حامیان این سیستم فکری ، کسانی هستند که آن را باور کرده و از آن سودی برده اند.
    خدایا ما را از کسانی قرار نده که به آنها غضب کرده ای ، خدایا نوری بر دلهایمان بتابان تا ببینیم که نجات ” از ” حلقه دوای درد ماست یا نجات “با” حلقه؟

    چه داند جزء راه کل خود را. مگر هم کل فرستد رهنمونش
    بکش ای عشق کلی جزء خود را. که بی تو در کشاکش ها زبونم

  2. با سلام
    با جان ودل شهادت میدهم از سال ۱۳۸۷ که با عرفان کیهانی آشنا شدم از نظر روحی و روانی و جسمی پیشرفت های زیادی داشتم، من قبلا آدم مذهبیی نبودم و اعتراف میکنم اسلام واقعی را از طریق استاد طاهری شناختم و به آن ایمان کامل آوردم نکات ریز به ریز اسلامی برای من باز شد و به مفهوم واقعی آنها پی بردم .درک مطالب هستی ..خدا…خودم… وتمام ذرات ….برایم گشوده شد!
    سپاس فراوان به استاد عشق که با حوصله و صبوری…به من درس عشق و زندگانی داد

  3. به نام بی نام او
    من چند نامه و امضا برای آزادی استاد عشقم فرستادم هر کاری هم حاضر باشد برای آزادیش انجام می دهم. هرگز به جمعی جاهل اجازه نمیدهم که این راه را گمراهی بخوانند.
    حلقه ها چیزی جز رحمانیت خداوند نیستند. با تمام سلولهایم که عشق را فریاد کردند تا جایی که میخواستند از هم باز شوند و روحم را به ابدیتش برسانند ، قسم میخورم و اگر به پای مرگ هم برسم ، در آتش می سوزم ولی از حقانیت عرفان حلقه روی بر نمیگردانم و شهادت می دهم خدا یکی است و عشق هم یکی. که این همان راه راست و مستقیم خداست که اکنون پیش روی خود داریم. حلقه ها چیزی جز رحمانیت عشق خداوند به ما نیستند. پس نجات با حلقه هاست و جز این حقیقتی نیست.

  4. سلام
    فقط این رو بگم که از وقتی که با معرفت آقای طاهری آشنا شدم این رو میدونم که من فقط ۴ سال دارم همین زندگی قبل از آن اصلا زندگی نبود 🙂

  5. من تابحال سعادت دیدن اسثاد رانداشته ام ولی عاشق ایشان و اموزه هاشون هستم. نجات با حلقه است .از زمانی که با عرفان حلقه اشنا شدم زندگیم متحول شده از همه نظر جسمی .روحی.اجتماعی.اقتصادی. من عشق را در کلام ایشان یافتم. پاینده باد استاد عشق محمدعلی طاهری.

  6. با خواندن نوشته های مخالفان آقای طاهری ، با عرفان شما آشنا شدم ، مقاله های ایشان را در باب رمضان ، صلاه و دجال را خواندم و همینطور مقاله ی ” و خدا گفت” . اعتقادات ایشان بسیار جالب است . .
    به صحبتهای ایشان سر کلاس ها گوش دادم هیچ چیز غیر منطقی و ضد اسلام در صحبتهای ایشان نشنیدم ، در عجبم که چرا جلوی این کلاس ها را گرفته اند.
    ظاهرا بدون داشتن مربی ها حلقه ای دریافت نمی شود دلم می خواهد از حلقه های رحمانیت استفاده کنم لطفا مرا راهنمایی کنید که چگونه می توانم این دوره ها را بگذرانم.

  7. ۴ساله که با عرفان حلقه اشنایی دارم در این مدت طعم شیرین زندگی رو چشیدم .. و بسیاری از اطرافیانم به سلامت جسمی و روحی رسیدند
    به جرات میگم که من تاقبل از اشنایی با عرفان حلقه معنای زندکی و زندگی کردن را نمیدانستم و نچشیده بودم
    اما اکنون سرشار از امیدم
    از استاد بزرگوارم استاد طاهری کمال تشکر را دارم.

  8. salam,hamechiz ra zaman neshan khahad dad.–>ari khahim did haghaniat kalame bandeye salehe khoda mohammad ali taheri ra!!ghezavate ajoolane nakonim

  9. به نام هست هستی بخش
    سلام. از زمانی که با عرفان حلقه آشنا و مشغول فراگیری آن شدم به طور بسیار محسوسی عشق به خداوند را با روح و جان درک کرده و روحیه ام شاد و امیدوار گشته است. با تمام وجود از استاد طاهری عزیز قدردانی کرده و برای ایشان بهترین ها را از درگاه پروردگار آرزومندم.

  10. بنده به عنوان یک مسلمان به حقانیت مسیر الهی عرفان حلقه و بنیانگذارش آقای طاهری شهادت می دم. در این مسیر تمام زندگی ام دگرگون شد و به جهان بینی درست و واقعی از اسلام، انسان، خدا، هستی، فلسفه ادیان و… رسیدم. ارتقا کیفی در سطح جسم، روان، ذهن را مدیون این مسیر هستم. از کودکی مشکل کبد داشتم که هیچ جا درمان نشده بود و با فرادرمانی من روند درمانش را دیدم. با این روش به صدها نفر دیگو کمک کردم و تنها جایی که معنای واقعی “مما رزقناهم ینفقون” و بنی آدم اعضای یکدیگرند را یافتم. بنده یه فرد خام نبودم و در گذشته مطالعات و تحقیقات مختلفی من باب خودشناسی، بحث های دینی، جهان شناسی ، هستی شناسی، تاریخ و مطالعات اجتماعی داشتم. عرفان حلقه هم با تحقیقات خودم پذیرفتم. به حقانیت این مسیر رای مثبت می دهم و خواهان آزادی هر چه سریع تر استاد طاهری و بازگشت ایشان به جامعه هستم.

  11. با سلام
    من شهادت میدهم مکتب استاد محمدعلی طاهری کاملا توحیدی ودر جهت رسیدن به کمال الهی بنا شده وهر چه به جلو میرویم حقانیت استاد ومکتبش بیش از پیش روشن می شود ومعاندان این مسیر الهی بیش از پیش خوار وذلیل خواهند شد

  12. درباره سایت نجات از حلقه می خواستم بگم که طبق آماره خودشون ۴۷٫۱ درصد آمارشون به خوب بودن عرفان حلقه و اینکه باید برای آن تبلیغ کرد ، است
    من بودم لااقل امارو خذف می کردم تا برای حرف خودم تناقض نباشه

    از وقتی تو این جریان دعوت شدم به این دنیای … امیدوار شدم و با روحیه بیشتر زندگی می کنم .
    خدارو شکر که روح ما خداوندی ست.

  13. دوران خوش ان بود که با دوست به سر شد
    باقی همه بی حاصلی و بی خبری بود

    زنده باد استاد

  14. با سپاس از استاد عشق و معرفت،آقای محمد علی طاهری ، که آدم ،آدمیزاد ،انسان و جهان هستی را شناساند…به زبستن و هست بودن ما هدف داد و امید را هدیه کرد.

  15. طلب خیر برای شما و تمامی همراهان عرفا حلقه

  16. با سپاس از استاد عشق محمد علی طاهری ، که شناختم را از دین، نماز و خدا به این مرد بزرگوار و بی ادعا مدیونم.
    اگر عرفان حلقه نبود در تضاد و جنگ با خود، خدا و جهان هستی باقی می ماندم. شکر به خاطر عرفان حلقه و استاد طاهری

  17. خدا رو شکر میکنم که احساس میکنم مردم دنبال حقیقت هستند و حقانیت استاد و مسیر عرفان کم کم دارد خود را به بشریت ثابت میکند . نسیم رحمت وزیده شده است و این مایه خوشحالی و مسرت است.

  18. به نام بی نام او
    خدا را شاکرم که من را به این مسیر هدایت کرد از زمان ورود به این مجموعه توانستم طعم واقعی عباداتم را بچشم و مسیر عباداتم که مانند یک عادت و کار فیزیکی شده بود به سوی درک واقعی معرفت عبادتهایم را آغاز کنم . من در پیش گاه یگانه پروردگارم قسم یاد می کنم که ره آورد این راه برای من چیزی جز تلاش برای صلح با خود و صلح با هستی و صلح با دیگران و صلح با خدای یگانه که در پی آن رسیدن به آرامش روحی درک زیبایی های زندگی و درک هدفمند بودن خلقتمان ورهایی از محبس من بودن به سوی ما بودن و شتافتن برای حل مشکلات دیگران و … چیز دیگری نبوده و تا حال مطلبی بر خلاف دین اسلام در آن ندیده ام.

  19. محمدعلی مسیح(طاهری)

    (اصلاح نهایی شده)با سلام میخام شهادتی بدم از نجاتی که از طریق اتصال به شعور الهی (حلقه ها) داشتم سالها پیش بنده دچار مشکلات ذهنی روانی و جسمی بودم و مانند بسباری از جوانان اون زمان درگیر مواد روان گردان و مخدر شده بودم و در افسردگی کامل یه سر می بردم پناه به مدیتیشن انرژی کهکشانی و تکنیکهای ارتباط با زمین و کوندالینی و… بردم و در آن زمان هر وقت که از همه چیز نا امید میشدم و خودم رو مضطر و خط خورده از روزگار میدیدم با تمام وجود خداوند رو صدا میزدم و حمایت و حضورشو برای نجاتم میخواستم در همون زمان دوستی که از شاگردان استاد طاهری بود و آن زمان استاد و مجموعه عرفان حلقه رو نمیشناختم و این دوست هم اطلاعاتی به من ندادند در شب که مهمانی خانوادگی بود در منزل ما بودیم که یکی از دوستان ما در اون جمع چشم خودش و گرفت و روی زمین نشست، انگار که مشکلی برای چشمش پیش اومده بود دوست عارف ما همرو ساکت کرد و فرد آسیب دبدرو بلند کرد و دست شو روی چشم هاش گذاشت و اون دوست در دم چشماشو باز کرد و ایستاد و خوب شد بعد از اون اتفاق بحث در مهمانی عوض شد و دوست عارف ما شروع یه صحبت درباره عرفان و …کرد من رفتم بخوابم چون فردای اون روز امتحان داشتم اون زمان راحت روزی ۱ بسته سیگار میکشیدم خوابم نبرد گفتم برم سیگار بردارم از در سالنی که همه بودند وارد شدم و دقیقا یادم که ایشون داشت چی میگفت عین این جمله که در عرفان بجایی میرسی که الله اکبر رو اگه ندونی چی و این ور اون ور بشه شرک و کفر و داشت از بی وصفی خداوند صحبت میکرد از در که وارد شدم یک نگاه عمیق و هوشمند به من کرد الان میدانم که یک نظر عرفانی و کیمیا گرانه بود من سیگارم و برداشتم و بیرون رفتم در اتاقم بخوابم به اتاق که آمدم که دراز بکشم نوری در ذهنم روشن شد همون نوری که همیشه دنبالش بودم انگار که روی هوا بودم سبک و خنک ، دراز کشیدم و ندانستم تا صبح خواب یا بیدار بودم صبح سر شار از حیات جلوی آینه رفتم و متوجه شدم که چهره ام تغییری کرده بانگار که دیشب توی شیر خوابیدم من که همیشه چهره ام تیره و گرفته بود سفید و باز شده بود چهره ام ، احساس عجیبی داشتم از پله ها به طبقه پائیین آمدم و دوست عارفمان رو دیدم که داره با شوق و عشق راجع به جشن لاله ها و طبیعت صحبت میکنه شروع به خردن صبحانه کردیم به شوخی در حال خوردن پنیر لیقوان گفت این خود وجه الله که به شکل پنیر ظاهر شده این در ذهن من ماند بعد از صبحانه او رفت و من هم با ماشین برای کاری بیرون رفتم و در تمام وجودم احساس خنکی و حیات میکردم انگار زنده شده بودم و بعد از اون شب تحول عمیقی رو حس میکردم از همون شب من حتی سیگار رو هم ترک کردم بعد از یک هفته آمادم سیگار بکشم دیدم چقدر بدمزه و بد بوِِ سیگارو انداختم و خاموش کردم از همون روز تا حالا الان ۱۰ سالی شاید میگزره که حتی یک پک سیگار نکشیدم و انگار انسان دیگه ای شدم و تحول پشت تحول رو دارم تجربه میکنم ، اون زمان نفهمیدم که اون اتصال چی بود و اون دوست چیکاره بود، شروع به تحقیق کردم از انرژِی درمانی به دعا درمانی مسیحیان ۶ سال عمیقا به مطالعه انجیل و کتاب مقدس پرداختم و شدیدن علاقه مند به ادیان شدم در آن زمان به نتایج جالبی رسیدم و در عین حال اجساس کردم که حملاتی از شبکه منفی به من میشود و هر چندگاهی دوست عارفم می آمد در تحقیقاتم راهنماییم میکرد و بهم اتصال میداد اما از عرفان حرفی نمیزد بعد ها از زبان ایشان شنیدم حفاظ باید داشته باشم و باید به من تفویض بشه اما با توجه به سیاست و دلایل فردی و شخصی ایشان من رو درست معرفی نکرد و من تصمیم گرفتم با اشتیاق خودم به حفاظ و لایه ها دسترسی پیدا کنم هر روز با تمام وجود برای دریافت حفاظ دعا میکردم اما خبری نمیشد شروع به تحقیق کردم در قرآن و مولانا شمس سهروردی و… تشعشع خوبی میگرفتم و به نکات ظریفی بر میخوردم اما اینها عملا برای من حفاظ نمیشد و هرروز احساس نیاز به حفاظ ها میکردم و بدون بهره مندی از اتصال جمعی سر خود میخواستم اتصال بگیرم و تقلید اتصال واقعا داشت من رو از لحاظ ذهنی و روانی درگیر میکرد که متوجه شدم استادی به نام طاهری لایه محافظ تفویظ میکنه بالاخره به کلاس های عرفان حلقه رفتم و حفاظی که دست نا یافتنی و آرزو شده بود رو دریافت کردم با وجود سوء ظن به بحث ها نظری و … از بخش های عملی استفاده میکردم و لذت میبردم و در حین تحقیق در اندیشه ها استاد طاهری متوجه اندیشه ای دقیق و متعالی شدم که اندیشه من را با وجود سوء ظن متعالی تر کرده بود و حالا با تمام وجود حلقه ها و رسالت الهی و اهداف استاد رو دنبال میکنم و اشاعه میدم من شهادت میدم به حلقه های رحمانیت و عرفان حلقه که راه کمال و حیقیقت و راه نجاتِ من معجزه خداوند هستم و تمام فامیل و آشنایان من با دیدن تحول و معجزه خداوند در من وراد عرفان حلقه شدن و میدانم که مرده بدم زنده شدم کور بودم بینا شدم از خداوند بخاطر زندگیم و تمام تجلیات الاهی و بینظیرش از جمله استاد طاهری نازنین سپاسگذارم شهادت به حقانیت میدهم (آنکه تورا شناخت جان رات چه کند / فرزند و عیال و خانمان را چه کند — دیوانه کنی هر دو جهانم بخشی / دیوانه تو هر دو جهان را چه کند ) خداوندا تا ابد خواهان اراده تو و درخدمت اهداف الهی استاد طاهری(تو) هستیم

  20. به نام بی نام او
    از خداوند سپاسگزارم و شاکرم که من را با مجموعه عرفان حلقه آشنا کرد و طی این سال های متمادی که با هوشمندی حاکم بر جهان هستی آشنا شدم تحول چشمگیری از نظر روح و روانی و ذهنی و جسمی برایم ایجاد شده است تضادهایم به طور قابل چشمگیری ازبین رفته است دید ونگرشم نسبت به خدا و جهان هستی واقعا یک دید مثبتی شده است و کلا تمام بیماریهایم که از بینش غلط وعدم شناخت خداوند و جهان هستی بود کاملا خوب شده من سوگند یاد می کنم که در این کلاسها جز درس عشق و محبت و انسانیت وایثار و گذشت و خدمت به خلق نبوده و تمام مطالب درکلاس در راستای شناخت خداوند و وحدت بوده ست امید دارم که روزی تمام عالم بشریت در زیر چتر رحمانیت الهی قرار خواهند گرفت

  21. هوالحق
    خدا حق است و بالاخره حق نیز بر باطل غلبه می کند…
    اینجانب بعنوان شخصی که سالها در جستجوی حقیقت بوده ام اذعان میکنم که این سبک عرفانی کاملا الهی بوده و با استفاده از اتصالهای الهی شخص را مرحله به مرحله به کمال نزدیکتر میکند… بعنوان مثال در بخش کنترل ذهن کسانی که تجربه کار عملی داشته اند می دانند که حلقه مربوطه چه معجزه ای می کند و در واقع بصورت خلاصه می توانم بگویم این عرفان تماما توکل به خدا و حذف من و جایگزین کردن او است… لیکن از دوستان و همراهان عزیز خواهشمندم که این نکته را فراموش نکنند که هر خوبی از خداست و هر خیری به آنها می رسد از خداست و بهیچ عنوان خود را نبینند و دچار غرور نشوند که غرور آفت عرفان است… و این مکتب آمده که من ها را حذف کند و بجایشان او را وارد کند پس اگر بعنوان مثال دیدید که روی هر چیزی کنترل دارید بدانید که من شما توسط او در بند شده و در حقیقت اوست نه شما وگرنه بعنوان مثال در بخش کنترل ذهن من همان آشفتگی و سردرگمی هستم ولی اگر حلقه اتوماتیک شود در واقع خدا آمده و من حذف شده است حال اگر غرور بیاید خیلی ساده من شما را به شما بر می گردانند… ۱+

  22. با سلام و درود بر استاد طاهری نازنین و همراهان این مجموعه
    من در یک خوانواده بسیار مذهبی بزرگ شده ام….اما متأسفانه خدائی را را که شناخته بودم ،خدائی بود خشن و بسیار سختگیر ، و حتی در بیشتر مواقع ظالم و غیر عادل…. که فقط ما رو آفریده بود و منتظر بود که ما اگر در این دنیا خطائی انجام دادیم مارو به جهنم رهنمون کنه و به جزای اعمالمون مارو مجازات کند و اگر هم انسان خوبی بودیم،که با این امر به معروفها ،به نظر نمیامد که بتوانیم به راحتی از عهده این کارهای خوب برآئیم ، ما را به بهشت میبرد ،و بهشتی برایمان متصور کرده بودند که پس از سالها که امکانات ارتباط جمعی جدیدتر وسهل تر شد …تازه متوجه شدیم که ای بابا… شبیه این بهشتهای وعده داده شده به وسیله این آقایان در همه جای اروپا و امریکا موجود هست!!!و چیز تازه و دست نیافتنی به نظر نمیاید…البته عقل چیز دیگری حکم میکرد اما آشفتگی و سر در گمی در این دنیا با اینهمه اطلاعات متنوع از همه جا و همه چیز طوری منو به خود پیچیده بود که از هر چه دین و آئین و فرستاده آنها بریده بودم و تکلیف خودم را نمیدانستم….تا اینکه توسط دوستی (که همیشه خودم را مدیون او میدانم )به کلاسهای، آموزه های این الهه نجات(استاد طاهری)رهنمون شدم و از روزهای اول ترم یک ،گو یا تشنه ای در برهوت به چشمه آبی، زلال رسیده باشد از نوشیدن این می نابی که استاد به سهولت و با گشاده دستی در اختیار همگان قرار داده بود مست شدم و عاشق…عاشق همان خدائی که همواره ازش میترسیدم و حتی جرأت نزدیک شدن به او را هم نداشتم…تازه فهمیدم که او ،که هیچ نامی هم نمیتوان برایش گذاشت ،چقدر (در اندازه های کلامی من) بی حساب مهربان و بی اندازه عادل و بی پروا عاشق ما بنده های ضعیف و ترسو و ناسپاس خودش هست ….درسهای استاد که از زبان مربیان فداکارش جاری میشد روزها و ماهها من را درگیر تخریب همه باورهای غلط( که با آنها ساخته شده بودم اما درست زندگی نکرده بودم) و به جای آن ساختن دنیا های زیبائی برای خودم ،خانواده ام و اطرافیانم کرده بود ….اول از همه خودم را به خودم شناساند که سالهای سال به شکلی احمقانه فکر میکردم که خودم را بهتر از هر کسی میشناسم و این شناخت باعث شد که بتوانم بعضی از من هایم را از خودم دور کنم…البته هنوز مانده….حالا بهتر میتوانم با خودم کنار بیایم ،از تضادهایی که با خدا و هستی داشتم تقریبأ به صلح برسم وبا دیگران هم …..چون اینجاش خیلی سختره.توکل و توسل به او را با تمام ذرات وجودم یاد گرفته ام و حتی لمسش کرده ام و من حالا با ۵۱ سال با خیلی از بیماریهایم خداحافظی کرده ام مثل میگرن،آرترز زانو ،کیست تخمدان،کیست خوش خیم پستان و از همه مهمتر افسردگی و مهمتر از همه اینها با زندگی و تمامی اجزایش آشتی کرده ام و همه اینها را از استاد و عرفان حلقه دارم و حاضرم در حضور همه دنیا و با تمام وجود شهادت بدهم که در گفته هایم هیچ شک و شبهه ای وجود ندارد و با کمال افتخار تائید میکنم…
    و اما مخالفین این راه…برخلاف گفته های بعضی از دوستان محترم که می گویند: گروهی جلوی عرفان حلقه ایستاده اند و این عرفان خدا محور _ خدا محور را زیر سوأل برده اند و به جای بررسی و تحقیق فقط قصد تخریب دارند….من معتقدم که آنها اتفاقأ حسابی تحقیق و بررسی کرده اند و به خوبی فهمیده اند که این عرفان چگونه باعث بیداری افراد و خصوصأ جوانها شده است و از این مسئله بشدت هراس دارند ،چرا؟چون با این شناختی که عرفان از دین و خدا و شریعت و لزوم کیفیت در همه اعمال به مردم و به خصوص قشر جوان (که استاد گرامی تأکید داشتند) ،میدهد ،اینها دیگر نمیتوانند سوار مردم شوند و به شدت تمام و با تمام قوا و در همه حیطه ها در مقابل این مسیر میایستند اما مسیری که به راه خدا و برای رسیدن به خداست به هیچ وسیله ای و به دست هیچ بشر کم عقلی از بین نمیرود چون حق است وحق….با اینهمه برایشان طلب خیر میکنیم +۱

  23. سلام،من هم چهار ساله که هم درمانگری می کنم و هم تدریس. خودم و دیگران دوستانم معجزه ها در زندگی های از هم پاشیده و بیماریهای صعب العلاج دیده ایم. فقط می تونم بگم که اگه دلی تشنۀ حقیقت باشه، بالأخره آب رو پیدا میکنه و فطرت انسان آب رو از سراب تشخیص میده. اونایی که حقیقت آفتاب رو نمی بینند، یا نابینا شده اند و یا عینکشان از شدت کدورت و کثیفی دیگری قادر به عبور دادن نور نیست… همین

  24. به جز عشق و رحمانیت هیچ چیز نبوده. ممنون از استاد نازنیین , محمد علی طاهری

  25. با سلام.لازم بود تا پس از اینهمه سختی و بدبختی وتیرگی مردمان سرزمینمان را خداوند مددی کند و از دیار خودمان آشنا با درد های مشترکمان کسی بیاید و از دنیای عشق هدیه ایی به وسعت جهان هستی بر ما سرازیر سازد وراه رسیدن به حق ودرک آن ساده ساده برای ما دوباره میسر گردد وچه زیباست آنجاییکه آرزوی حقیقی استاد بود که مردمانش مثل کودک ساده ساده بدون هیچ زیر بنایی جز عشق همدیگر را دوست بدارند وبرای هم طلب دائما خیر نمایند تا آسمان بالای سر این ملت آبی احساس وپر از شور و عطوفت باشد و رودخانه های جناتی که استاد فرمود پر از آگاهی و روشن بینی مردمانی باشد که به دنیا از مستی می فروشند و سرخوشی.
    چه کسی میتواند تابش آنهمه نور را انکار کند؟؟

پاسخ بدهید

ایمیلتان منتشر نمیشوذفیلدهای الزامی علامت دار شده اند *

*

رفتن به بالا