بررسی اتهامات محمدعلی طاهری(قسمت ششم)

بررسی اتهامات محمدعلی طاهری(قسمت ششم)

بررسی اتهامات محمدعلی طاهری(قسمت ششم)؛
اتهام به داشتن افکار ماتریالیستی از کجا آمده است؟

در بند دوم رای ‫‏دیوان عالی کشور‬ در خصوص حکم صادر شده در دادگاه بدوی محمدعلی طاهری می خوانیم: «ثانیاً : در مورد اتهاماتی که می تواند موجب تحقق و احراز عنوان افساد فی الارض شود از قبیل اجتماع و تبانی به قصد ارتکاب جرم علیه امنیت کشور از طریق عضویت در گروه چریک های فدایی خلق و ترور های انجام شده و تهدید افراد و نقش متهم در آنها، پرونده در دادسرا مفتوح اعلام شده و نتیجه نهائی آن معلوم نبوده و ضمیمه پرونده نشده است. »

اما این اتهام از کجا آمده؟ آن هم در مورد شخصی که بنا به شواهد و قرائن، نه دغدغه اش و نه رویکردش سیاسی بوده است و نه هیچ رد پایی از همکاری یا عضویت در سازمان چریک های فدایی خلق، در تاریخچه زندگی اش وجود دارد.
به گفته محمود علیزاده طباطبایی‬ در یکی از جلسات اولیه بازجویی، در مورد یکی از مباحث عرفان با عنوان« تضاد» از محمدعلی طاهری سوال شد.
وکیل پرونده می افزاید:« بازجو تحلیل کرده منظور او از تضاد، تضاد مارکسیستی است، در صورتی که منظور ایشان اصلا چنین نبوده است.»
محمد علی طاهری در جلسه ای که با وکیل پرونده داشته با شنیدن این بخش باز از پرونده متعجب شده و از وکیل پرسیده: « چطور چنین اتهامی در پرونده من وارد شده در حالی که حتی یک برگ بازجویی هم در این مورد به دست من داده نشده چه برسد به سندی که برای ورود به پرونده وجود داشته باشد!»

محمدعلی طاهری در دفاعیاتش چه می گوید؟
محمد علی طاهری در بخشی از دفاعیات خود، با ذکر توضیح مختصری در این خصوص می نویسد: « در اینجا لازم به ذکر است داشتن افکار ‫‏ماتریالیستی یکی از تهمت های ناروا بوده که در آخرین لحظات به آن اشاره شد که تصور میکنم این اتهام کذب به خاطر اشاره به ‫‏تضاد‬ در دروس ‫‏عرفان حلقه‬ می باشد(ماده، ضدماده _ انرژی،ضد انرژی _ شعور، ضد شعور).
در حالیکه بحث در موضوع تضاد مختص ماتریالیست ها نبوده و به قدمت تاریخ سابقه دارد و همانطوریکه در سطور قبل اشاره شد در فلسفه اسلامی آمده که«تعرف الاَشیاء بِاضدادها – ظهور جمله اشیاء به ضد است و ….» و اینطور نیست که هر کس از تضاد صحبت کند، ماتریالیست است و … خصوصا اینکه موضوعاتی مانند ماده_ضد ماده در زمره مباحث اثبات شده فیزیک مدرن است و موضوع انرژی_ضدانرژی نیز که برای اولین بار در دنیای فیزیک توسط اینجانب نظریه پردازی شده؛ هم اکنون در محافل علمی در دست تحقیق و بررسی میباشد.
در قرآن آمده:« ومن کُل شَئ خلقنا زوجین» که اشاره به همین موضوع علمی داردکه از هر چیزی زوج آفریدیم(حتی ذره را) که حاکی از ساخت عالم مادی از عوامل متضاد است و با توجه به آیات « وجعل الظلمات و النور».،« ونَبلُوکُم بِالشَّر والْخَیرِ فتْنَه » و…نتیجه گرفته میشود که عالم ناسوت، دو قطبی و عالم تضاد می باشد و این موضوع هیچ ارتباطی به تفکرات ماتریالیستی ندارد. »

نظر استاد مرتضی مطهری‬ چیست ؟
استاد مرتضی مطهری در ‫‏نقدی بر مارکسیسم به تشریح اصل تضاد و انواع تعاریف آن می پردازد. وی منظور از «تضاد» در دیدگاه ماتریالیست را «تناقض» می داند: « فولکیه در صفحه ۲۵ [راجع به مفهوم دیالکتیک در دوره ی جدید] می گوید: “با مقابله ی منطقی سروکار ندارد و اصل اجتماع ضدین مورد نظر نیست” .
در اینجا باید توضیح دهیم اینها به آنچه که ما «تناقض» می گوییم «ضدیت» می گویند. ما دو قضیه ای را متضاد می گوییم که از نظر موضوع و محمول واحد باشند و از نظر کمیت هم واحد، فقط اختلاف در کیف داشته باشند، مثل موجبه ی کلیه و سالبه ی کلیه؛ اینها را متضادین می گوییم. » (مجموعه آثار شهید مطهری . ج۱۳، ص: ۸۳۴)

آیت الله مطهری در ادامه به این مطلب اشاره می کند که همه «تضاد» ها به معنای تضاد ماتریالیستی نیست و انواع دیگری از تضاد هم وجود دارد: « مطلب سوم که پایه ی حرف هگل است و در کلمات هراکلیت بوده این است که: هر چیزی حاصل جمع اضداد است (که اصلا از باب تناقض بیرون می رود و مطلب دیگری پیش می آید) یعنی هر چیزی را که ما در نظر بگیریم محصول هماهنگی اشیاء متضاد است، درست به همان اصطلاحی که ما در «ضد» داریم؛ و این حرف از باب تناقض ما فاصله زیادی می گیرد و هیچ ربطی به مسأله ی امتناع اجتماع نقیضین ندارد. مثلاً به قول فولکیه یک آهنگ زیبا حاصل جمع مجموع آهنگهای متضاد است.
اینکه اشیاء (اشیاء وجودی) با هم تضاد دارند و از تضاد اینهاست که یک واحد کاملتر به وجود می آید، مسأله ی دیگری است و ربطی به باب تناقض و جمع ضدین ندارد و حرف درستی هم هست. (مجموعه آثار شهید مطهری . ج۱۳، ص: ۸۳۵)

وی با درست دانستن تعریف تضاد در اشیاء با این مفهوم که (مانند «ماده» و «ضد ماده») اثر هم را خنثی می کنند و با “یکی از ارکان عالم” خواندن آن، به بیان تفاوت این تضاد با تضاد ماتریالیستی می پردازد: « یک تضاد دیگر هست که تنها در لفظ با این تضاد شریک است و در معنی نهایت اختلاف را با هم دارند و هیچ فیلسوفی قائل به امتناع آن نیست، بلکه همه حکم به ضرورت وجود آن کرده اند. آن تضاد به معنای این است که دو شئ اثرهای مختلف دارند، مثل آب و آتش. آب و آتش دو شئ متضاد هستند، یعنی اگر به یکدیگر برسند اثر یکدیگر را خنثی می کنند. به این معنی، تضاد یکی از ارکان عالم است، که گفتیم این همان بحثی است که ما در باب شرور داریم؛ چون شرور از اعدام پیدا می شود و اغلب این اعدام ناشی از تضادهاست، مثل تضادی که سیل با باغ و تگرگ با میوه ی سر درخت دارد. به این معنی، تضاد یکی از ارکان نظام عالم است؛ یعنی اگر تضاد در عالم نمی بود حرکتی و تکاملی نبود. به این معنی است که گفته اند: «لو لا التضاد ما صحّ دوام الفیض عن المبدأ الجواد» . (مجموعه آثار شهید مطهری . ج۱۳، ص: ۸۳۷)

استاد مرتضی مطهری در خصوص این دیدگاه و تعریف از «تضاد» تصریح می کند: «پس این تضاد، یک اصل خیلی درستی هم هست و هیچ ربطی هم به اصل امتناع نقیضین یا ضدین به آن معنی که در منطق می گویند ندارد، و این تضادی که در باب عناصر می گویند، یعنی تزاحم نه جمع بین ضدین به آن معنی. خلاصه اینکه این حرف درست است. » (مجموعه آثار شهید مطهری . ج۱۳، ص: ۸۳۸)

تعریف «تضاد» در عرفان حلقه
مفهوم تضاد در عرفان حلقه یک مفهوم فیزیکی و در حوزه علم نوین است. این تضاد به عالم اشیاء مربوط است و محمدعلی طاهری در تعریف آن می نویسد: « خمیر مایه‌ی جهان دوقطبی که انسان در آن قرار دارد، همان دوقطبی بودن و تضاد است. خداوند دو شبکه‌ی مثبت و منفی را آفرید و انسان را در وضعیت انتخاب بین این دو شبکه قرار داد؛ در حالی که میل به این دو را نیز در وجود او نهاد تا بتواند به اختیار خود هر یک از این دو شبکه‌ی متضاد را انتخاب و به سوی آن حرکت کند: «فَأَلهَمَها فُجُورَها وَ تَقواها: سپس پلید کاری و پرهیزگاری‌اش را به او الهام کرد» (سوره‌ی شمس – آیه‌ی ۸).
این آزمایش بزرگی است که پختگی و کار آزمودگی به دنبال دارد و اگر نبود، هرگز در جهان هستی تجربه‌ای متعالی ایجاد نمی‌شد.
اما انسان فراموش می‌کند که در کجا قرار دارد و منظور از آفرینش این دنیای پر از تضاد چیست. دنیایی که در یک سوی آن، فساد، ظلم و بی‌عدالتی و … و در سوی دیگرش، حق و عدالت، ایثار و فداکاری و … در جریان است. » (بینش انسان ص۲۸)

رابطه جان متهم با گمانه زنی بازجو
با این بررسی ساده در می یابیم پرونده یکی از اتهامات محمدعلی طاهری تنها به واسطه گمانه زنی یکی از بازجوهای پرونده، مفتوح باقی مانده است. بازجویی که درک درستی از مفهوم «تضاد» در عرفان حلقه نداشته و یا نخواسته که به فهم درستی از آن برسد.
با اینکه این گمانه زنی پس از ۵ سال تحقیق هنوز استدلال قانونی یا عقلی را به دنبال ندارد و هیچ سندی مبنی بر اتهام «عضویت در گروه چریک های فدایی خلق» نیز بدست نیامده است، این اتهام به صرف برداشت اشتباه بازجو پرونده همچنان مفتوح است.

پاسخ بدهید

ایمیلتان منتشر نمیشوذفیلدهای الزامی علامت دار شده اند *

*

رفتن به بالا